3.مجموعه شعر
پرهیب
کبود حرف آخر است.زخم حرف آخر است.آنچه ما پشت پردههای کشیده خلق میکنیم،به خیابان نمیرسد.سکوت میکنمچیزی شبیه خواب از پیراهنم میگذرد...
یورتمه در دشت دلتنگی
غریبند در عراقغریبند در سوریهغریبند در ترکیه...ای «شیر کو»کاش لااقل لقب تو«بی کس» نبود..
تن ها من بود میان هیچ می دوید
فرو افتادمبا فصلی که از خزانبرخاسته بودآنگاه که شاخهای آن نفیردر من میدمیدو دستهام در نیایش خاکگره می خوردرنج را زدودم از خارچرا کهاندوهان رنج رستنی بودمن از رنجهایم بزرگتر شدم..
وفامنش من ؛ تو سرسلسله جفامنشیان !
یکی ز پشت، یکی روهمه بغلها رابه دور گردن تو عاشقانهمیبافم!..
در خواب راه می رود انگار پاهایم
باران هنوز میباریدگوشههای چتر شکسته بوداریبِ تندِ آباز حجمِ تنهاییامبه سوی جاذبههای خیسِ لایههای زمین فرو میرفتو ماهدر ذهن پریشانِ آسمانتصویرِ مات و منجمدی داشتمثلِ سنجاقک بیجانِ لاغری که آن رو..
حرف های آتایا
از مطرودهاییاز من هااز ث ، ضاد، ظاحرفهایی که به ندرتندحرفهایی گوشهگیرحرفهایی مثل تکبرف سالتکباران بیابان.صدایی زنگداراز نزدیکی رویهی زبان به پیشکام.....
صد سال شعر زنان ایران
شمار زنان شاعر ایرانی و فارسی گو در دورههای مُتقدّم، به نسبت مردان شاعر، محدود بوده، و از این گروه محدود هم آثار اندکی به یادگار مانده است. با این همه، با آغاز جریان تجدد فرهنگی و ادبی از حدود نیمۀ س..
